<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>عشق</title>
		<link>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>پاییز پر رنگ بمان!</title>
			<link>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/پاییز-پر-رنگ-بمان</link>
			<pubDate>10:08:00 +0330 پنجشنبه، 5 آبان 1401</pubDate>			<dc:creator>سحر نجفي قامت</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1529214@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;آغاز پاییز پر از تغییرات جادویی است،پاییز مثل معجزه می ماند رنگ های طلایی پاییز آبان ماه  جلوه گر این زیبایی تشریفاتی و خارج از وصف هستند .پاییز خوردن جرعه ای از انگور های یاقوتی و سیب های درشت و پرآب باغ است. پاییز در همه جای باغ مان زندگی می‌کند، در همه جا هست :رنگ درختان ، بوی خوش گل  داوودی ها، صبحگاه سرد، و خاطرات انباشته با مرباهای صبحگاهی با نان خاشخاشی سنگگ. و یک قابله پر از چغندرهای قرمز با چاشنی های مختلف، جیب پر کشمش زنان سالخورده،  و های و هوی کلاغ ها،و مهاجرت پرنده های نازنین. &lt;br /&gt; و اینک در پاییز میتوان خدا را دید&lt;br /&gt; #گاه نوشت&lt;br /&gt; #سحر نجفی قامت&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/پاییز-پر-رنگ-بمان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">آغاز پاییز پر از تغییرات جادویی است،پاییز مثل معجزه می ماند رنگ های طلایی پاییز آبان ماه  جلوه گر این زیبایی تشریفاتی و خارج از وصف هستند .پاییز خوردن جرعه ای از انگور های یاقوتی و سیب های درشت و پرآب باغ است. پاییز در همه جای باغ مان زندگی می‌کند، در همه جا هست :رنگ درختان ، بوی خوش گل  داوودی ها، صبحگاه سرد، و خاطرات انباشته با مرباهای صبحگاهی با نان خاشخاشی سنگگ. و یک قابله پر از چغندرهای قرمز با چاشنی های مختلف، جیب پر کشمش زنان سالخورده،  و های و هوی کلاغ ها،و مهاجرت پرنده های نازنین. <br /> و اینک در پاییز میتوان خدا را دید<br /> #گاه نوشت<br /> #سحر نجفی قامت</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/پاییز-پر-رنگ-بمان">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/پاییز-پر-رنگ-بمان#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1529214</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>وارث زمین</title>
			<link>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/وارث-زمین</link>
			<pubDate>06:45:00 +0330 یکشنبه، 13 مهر 1399</pubDate>			<dc:creator>سحر نجفي قامت</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">1085096@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;شب بود و پسر ذی جوشن شقی ترین مرد تاریخ که داستان کربلایی زیرسر اوست و به این وضع رساند کنارخیمه پیوسته به ابدیت اباعبدالله عبورمیکرد، عسوچه گفت یااباعبدالله اجازه بده او را باتیر بزنم.او این اجازه را خواست چون اوزیر بنای حادثه ی خونین بود.منطق مامی‌گوید معطل نکن،اما منطق حرکت الهی میگوید قصاص قبل ازجنایت نمیشود،اجازه نمیدهد.این شخص مزه دیگر زندگی را فهمیده.اینها میتوانند قانون بسازندو به بشر راه نشان دهند.این معنای حرکت الهی است.آنان زندگی رامحدود نمی بینند و ناملایمات نمی‌تواند روح او را متلاشی کند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/وارث-زمین&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>شب بود و پسر ذی جوشن شقی ترین مرد تاریخ که داستان کربلایی زیرسر اوست و به این وضع رساند کنارخیمه پیوسته به ابدیت اباعبدالله عبورمیکرد، عسوچه گفت یااباعبدالله اجازه بده او را باتیر بزنم.او این اجازه را خواست چون اوزیر بنای حادثه ی خونین بود.منطق مامی‌گوید معطل نکن،اما منطق حرکت الهی میگوید قصاص قبل ازجنایت نمیشود،اجازه نمیدهد.این شخص مزه دیگر زندگی را فهمیده.اینها میتوانند قانون بسازندو به بشر راه نشان دهند.این معنای حرکت الهی است.آنان زندگی رامحدود نمی بینند و ناملایمات نمی‌تواند روح او را متلاشی کند.</strong></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/وارث-زمین">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/وارث-زمین#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1085096</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>با عشق میتوان آدم کشت!</title>
			<link>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/با-عشق-میتوان-آدم-کشت-1</link>
			<pubDate>12:55:00 +0430 جمعه، 28 اردیبهشت 1397</pubDate>			<dc:creator>سحر نجفي قامت</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">628521@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;h5 style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;پیش از شروع جنگ صفین آن قدر امام به اتمام حجت با دشمنان می پردازد و طول می دهد که عده ای به شیطنت میکنند؛گویا علی در شکّ است و خود را بر حق نمیداند که این قدر رسول فرستاده و جوان ها را با قرآن و کتاب خدا به میان دو لشگر روانه ساخته و خون آن ها را و شهادت مظلوم آن ها را دیده غیرمنتظره مائده است.این همه تحمل و تأمل جز با شک و شبهه نمی سازد.&lt;/h5&gt;
&lt;p&gt;علی در جواب می گوید :اگر در این میان،یک دل روشن شود و بازگردد برای من کافیست و اگر اتمام حجت شود برای من مطلوب است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; چون علی بعد ها می تواند پس از این همه  اتمام حجت و تبیین،شمشیر را از میانشان بگذراند و در یک شب آن قدر از آنها بگیرد که دل یاران علی هم از هیبتش بلرزد&amp;#8230; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt;&quot;&gt;حاج شیخ که خیلی داغ کرده بود اخم را در هم کشید و گفت:فایده نداره در هر صورت ضرره،در حالیکه آدم عاقل دست به کاری نمی زنه که در هر صورت بازنده است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حاج آقا مکثی کرد،نفسش را در سینه حبس کردو نگاهی عمیق به من گفت:والله من دعوا نمی کنم ،ولی اگر قرار باشه دعوا کنم جایی دعوا می کنم که تنها راه چاره اش کشتن طرف مقابل باشه،بنابراین چه بکشم چه کشته بشم ،سرشارم! سرشار&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من از شنیدن سخنان حاج شیخ لرزیدم ،و تا مدت ها صدای پر طنین استاد در سلول مغزم احساس می کردم.اتمام حجت برای من بود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آن ها که راه دراز و وقت کم را فهمیدند مجبورند خود را زیاد کنند و رشد بدهند این ها زندگی و مرگ را با همین معیار می سنجند ؛ اگر زنده اند و اگر می میروند به خاطر همین زیاد شدن هاست&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/با-عشق-میتوان-آدم-کشت-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 style="text-align: right;">پیش از شروع جنگ صفین آن قدر امام به اتمام حجت با دشمنان می پردازد و طول می دهد که عده ای به شیطنت میکنند؛گویا علی در شکّ است و خود را بر حق نمیداند که این قدر رسول فرستاده و جوان ها را با قرآن و کتاب خدا به میان دو لشگر روانه ساخته و خون آن ها را و شهادت مظلوم آن ها را دیده غیرمنتظره مائده است.این همه تحمل و تأمل جز با شک و شبهه نمی سازد.</h5>
<p>علی در جواب می گوید :اگر در این میان،یک دل روشن شود و بازگردد برای من کافیست و اگر اتمام حجت شود برای من مطلوب است.</p>
<p> چون علی بعد ها می تواند پس از این همه  اتمام حجت و تبیین،شمشیر را از میانشان بگذراند و در یک شب آن قدر از آنها بگیرد که دل یاران علی هم از هیبتش بلرزد&#8230; </p>
<p> </p>
<p><span style="font-size: 12pt;">حاج شیخ که خیلی داغ کرده بود اخم را در هم کشید و گفت:فایده نداره در هر صورت ضرره،در حالیکه آدم عاقل دست به کاری نمی زنه که در هر صورت بازنده است.</span></p>
<p>حاج آقا مکثی کرد،نفسش را در سینه حبس کردو نگاهی عمیق به من گفت:والله من دعوا نمی کنم ،ولی اگر قرار باشه دعوا کنم جایی دعوا می کنم که تنها راه چاره اش کشتن طرف مقابل باشه،بنابراین چه بکشم چه کشته بشم ،سرشارم! سرشار&#8230;</p>
<p>من از شنیدن سخنان حاج شیخ لرزیدم ،و تا مدت ها صدای پر طنین استاد در سلول مغزم احساس می کردم.اتمام حجت برای من بود</p>
<p> </p>
<p>آن ها که راه دراز و وقت کم را فهمیدند مجبورند خود را زیاد کنند و رشد بدهند این ها زندگی و مرگ را با همین معیار می سنجند ؛ اگر زنده اند و اگر می میروند به خاطر همین زیاد شدن هاست&#8230;</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/با-عشق-میتوان-آدم-کشت-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/با-عشق-میتوان-آدم-کشت-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=628521</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>التماس ماندن!</title>
			<link>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/التماس-ماندن</link>
			<pubDate>12:16:00 +0330 شنبه، 26 اسفند 1396</pubDate>			<dc:creator>سحر نجفي قامت</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">609773@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;سعادتی ست زیارت کربلا،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما زیارت عاشورا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چیز دیگری ست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از مدینه تا حجاز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از حجاز تا عراق &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حکایت عجیبی ست،&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همه را دعوت می کردند به کربلا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما شب عاشورا به همه آن ها که آمده بودند،گفت بروید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حالا باید برای ماندن التماس می کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/التماس-ماندن&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سعادتی ست زیارت کربلا،</p>
<p>اما زیارت عاشورا</p>
<p>چیز دیگری ست.</p>
<p> </p>
<p>از مدینه تا حجاز</p>
<p>از حجاز تا عراق </p>
<p>حکایت عجیبی ست،</p>
<p>همه را دعوت می کردند به کربلا</p>
<p>اما شب عاشورا به همه آن ها که آمده بودند،گفت بروید.</p>
<p>حالا باید برای ماندن التماس می کردند.</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/التماس-ماندن">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/التماس-ماندن#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=609773</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>سیراب کوثر</title>
			<link>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/سیراب-کوثر</link>
			<pubDate>00:15:00 +0330 جمعه، 25 اسفند 1396</pubDate>			<dc:creator>سحر نجفي قامت</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">609294@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;صدای خودش توی سرش می پیچید&amp;#8230;جلوی راه شان را گرفته بود،امام صدایش کرده بود:مادرت در عزای تو بگرید،از من چه می خواهی؟جواب داده بود:اگر جز تو عرب دیگری این سخن را بر زبان می آورد پاسخش را می دادم.اما نام مادر تو را نمی توان جز به نیکوتین وجه به زبان آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سر اسب را که کج کرده بود و بی صدا از فاصله ی دو سپاه گذشته بود،فکر کرده بود خیلی خوب اگر پیش برود می بخشندش و میگذارند با بقیه هفتاد و دو نفر بجنگد&amp;#8230;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;وقتی همه گفتند:خوش آمدی،پیاده شو بیا نزدیک!یاد این افتاد که آب را خودش سه روز پیش رویشان بسته.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;گفت:سواره میمانم تا کشته شوم.میخواست چشم تو چشم نشوند.اصلا حساب این را نکرده بود بیاید سرش را بگیرند روی زانو.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در خواب هم نمی دید که بهش بگویند:آزاد مرد ،مادرت چه اسم خوبی رویت گذاشته.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/سیراب-کوثر&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">صدای خودش توی سرش می پیچید&#8230;جلوی راه شان را گرفته بود،امام صدایش کرده بود:مادرت در عزای تو بگرید،از من چه می خواهی؟جواب داده بود:اگر جز تو عرب دیگری این سخن را بر زبان می آورد پاسخش را می دادم.اما نام مادر تو را نمی توان جز به نیکوتین وجه به زبان آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">سر اسب را که کج کرده بود و بی صدا از فاصله ی دو سپاه گذشته بود،فکر کرده بود خیلی خوب اگر پیش برود می بخشندش و میگذارند با بقیه هفتاد و دو نفر بجنگد&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">وقتی همه گفتند:خوش آمدی،پیاده شو بیا نزدیک!یاد این افتاد که آب را خودش سه روز پیش رویشان بسته.</p>
<p style="text-align: justify;">گفت:سواره میمانم تا کشته شوم.میخواست چشم تو چشم نشوند.اصلا حساب این را نکرده بود بیاید سرش را بگیرند روی زانو.</p>
<p style="text-align: justify;">در خواب هم نمی دید که بهش بگویند:آزاد مرد ،مادرت چه اسم خوبی رویت گذاشته.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/سیراب-کوثر">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/سیراب-کوثر#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=609294</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>تفکر در صنع خداوند.</title>
			<link>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/تفکر-در-صنع-خداوند</link>
			<pubDate>06:21:00 +0330 یکشنبه، 29 اسفند 1395</pubDate>			<dc:creator>سحر نجفي قامت</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">453172@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/zeynabekobra/quick-uploads/images_69_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;168&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;امام صادق علیه السلام فرمودند:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;برترین عبادت اندیشیدن مداوم درباره خداوند و قدرت اوست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;لذا سعدی میگه:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را&amp;#8230;کی گشته ای نهفته که پیدا کنم تو را&amp;#8230;با صد هزار جلوه برون آمدی که من&amp;#8230;با صد هزار دیده تماشا کنم تو را&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/تفکر-در-صنع-خداوند&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/zeynabekobra/quick-uploads/images_69_.jpg" alt="" width="300" height="168" /></p>
<p><span style="font-size: 14pt;">امام صادق علیه السلام فرمودند:</span></p>
<p><span style="font-size: 14pt;">برترین عبادت اندیشیدن مداوم درباره خداوند و قدرت اوست.</span></p>
<p><span style="font-size: 14pt;">لذا سعدی میگه:</span></p>
<p><span style="font-size: 14pt;">کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را&#8230;کی گشته ای نهفته که پیدا کنم تو را&#8230;با صد هزار جلوه برون آمدی که من&#8230;با صد هزار دیده تماشا کنم تو را</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/تفکر-در-صنع-خداوند">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/تفکر-در-صنع-خداوند#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://zeynabekobra.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=453172</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
